مقدمه: از امام زمان تا اقتدار ایران در نبرد آخرالزمانی
اللهم صل علی محمد و آل محمد. اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم. عرض ادب و احترام دارم و شببخیر میگویم خدمت شما. این ایام را بهویژه، بهویژه، بهویژه پیشاپیش فرا رسیدن آغاز امامت و ولایت حضرت ولیعصر ارواحنا فداه را تبریک عرض میکنم. تمام برنامههایی که ما برگزار میکنیم، اگر در راه امام معصوممان، امام زمانمان خرج شود و بتوانیم آن را به ایشان ربط دهیم، ارزش دارد وگرنه هیچ ارزشی ندارد.
شما در دنیایی زندگی میکنید که وزیر امور خارجه آمریکا کتاب «دوازده امام» را در دست گرفته و امام دوازدهم ما را مطالعه میکند. این یعنی آنها هم به این نتیجه رسیدهاند که برای شناخت این مردم، باید امام زمان را شناخت. آنها بهتر از من و شما میدانند که اگر جلوی این اقدامات، این تحرکات و این انگیزش مردم را نگیرند، اینها به آن «حادثه» از نظر آنها و «واقعه بزرگ و خوب» از نظر ما، یعنی واقعه شریف ظهور، منجر خواهد شد. این همان چیزی است که آنها را ترسانده است. هم بنسلمان صراحتاً مصاحبه کرده و گفته که «اینها اندیشه مهدویت دارند»، هم وزیر جنگ آمریکا و هم وزیر امور خارجهاش مصاحبه کرده و در مورد اینکه «اینها امامزمانیاند» صحبت کردهاند؛ که بسیار عجیب است.
ارزش عزاداریها در گرو زمینهسازی ظهور
برادر و خواهر من، محرم و اربعین را پشت سر گذاشتیم و اکنون در ایام ربیع هستیم. اگر این عزاداریها و آگاهی مردم که به انگیزش منجر شده، در راه امام زمان خرج شود، به هدف خود رسیده است؛ وگرنه به تعبیر عامیانه، هیچ ارزشی ندارد. اگر از عاشورا فهمیدیم که اگر دعوتنامه برای امامت بفرستی اما پای آن نایستی، یعنی قتلگاه و عاشورا، آنگاه میفهمی که چگونه باید «اللهم عجل لولیک الفرج» بگویی. اتفاقاتی که در کشور در حال وقوع است، تست عملی همین «اللهم عجل لولیک الفرج» است.
- آیا پای کار هستید؟ فکر نکنید اینقدر ساده است.
- ابنزیادهایی پیدا میشوند که شما را از جانتان میترسانند.
- ابنزیادهایی پیدا میشوند که شما را از تحریم و مسائل اقتصادی میترسانند.
هنگامی که اباعبدالله مواجه شد با این جماعت، پرسید چرا این کار را با من کردید؟ دعوتنامه فرستادید و زیرش زدید. صراحتاً گفتند: «خفناتر اهل العطا.» یعنی ترسیدیم یارانههایمان قطع شود. یارانهای بود که از زمان خلیفه دوم به اینها میدادند. امام حسین (ع) فرمود: «هر کسی برود، با خانوادهاش برخورد میکنم، اِل خواهم کرد، بِِل خواهم کرد، حمایتهای عشیرهایاش را از دست خواهد داد.» یعنی ضربات اجتماعی، یعنی سرزنشها خانواده فرد را در بر خواهد گرفت. این اتفاقات را تکتک در همین راستا ببینید.
اقتدار الهی ایران در برابر اژدهای استکبار: نشانهها و پیامدها
ترکها در ستون فقرات شیطان و استکبار
خداوند متعال به اذن، حول و قوه، لطف و کرم و فضل خودش برنامهاش را با سرعت و دقت صددرصدی پیش میبرد و شما در این تردید نکنید. کسی که مسائل را کلانتر و راهبردیتر ببیند، ترکهایی را در ستون فقرات شیطان و استکبار در دنیا مشاهده میکند که در تاریخ سابقه نداشته است.
نشانههای فروپاشی اقتصادی غرب
آخرین آماری که مؤسسات بزرگ و معتبر اقتصادی جهان منتشر کردهاند، نشان میدهد که چهل و پنج درصد بانکهای مرکزی دنیا گفتهاند میخواهند طلا بخرند. وقتی طلا میخرند، چیزی را میفروشند و آن چیز دلار است. نسبت به دهه گذشته، بانکهای مرکزی جهان دو برابر بیشتر طلا خریدهاند. یعنی دلارهایشان و اوراق قرضه آمریکاییشان را دادهاند. این یعنی همین سقوط و آنها تا حدی میتوانند این وضعیت را نگه دارند. اخبار اقتصادی را مرور کنید، میبینید آمریکا بدون اینکه به اتحادیه اروپا بگوید، یورو فروخته و ین خریده است. پول اروپاییها را عرضه کرده و ین خریده است. برای چه؟
- برای اینکه ژاپن بزرگترین دارنده اوراق قرضه آمریکاست و هزار و دویست میلیارد دلار اوراق قرضه آمریکایی دارد.
- به خاطر مسائلی که در تنگه هرمز اتفاق افتاد، ژاپن نمیتواند هزینههایش را جبران کند و مجبور است بخشی از آن اوراق قرضه را بفروشد.
- وقتی این اوراق فروخته شود، صف فروش برایش درست میشود و ارزانتر میگردد. اگر فروش روی دور بیفتد، سرمایه ذوب میشود و همه میخواهند آن را رد کنند.
همین ریال خود ما چگونه است؟ کسی صد میلیون پول نقد نگه نمیدارد، میرود طلا میخرد تا آن را رد کند. در اقتصاد به آن «هاتپوتیتو» (سیبزمینی داغ) میگویند. این سیبزمینی که میخواهند سرد کنند، از این دست به آن دست میاندازند. الان ریال اینگونه شده و کسی آن را نگه نمیدارد، بلکه ردش میکند. برای همین بیارزش است. این اتفاق اگر بیفتد، بدانید که ما در چهل و اندی سال تحریم، ریزریز آپدیت و آماده شدهایم، اما آنها اینگونه نیستند.
پیشبینی نزاع داخلی در آمریکا
اگر وضعیت به هم بریزد، آنها خدا و پیغمبری که شما قبول دارید را ندارند. آنها مردم برانگیخته شده نیستند. آمریکا با سیصد و بیست، سی میلیون جمعیت، سیصد و بیست، سی میلیون اسلحه دارد، یعنی به تعداد آدمهایشان، بلکه بیشتر، سلاح دارند. من آن روز را میبینم که سلاح خواهند کشید. دوست ندارم بگویم از کشتار خوشمان میآید، اما این را جزو بدیهیات علم سیاست و مسائل امنیتی میدانم. روزی را خواهید دید که در آمریکا چنان همدیگر را تکهتکه کنند که اصلاً باورتان نشود. این همان کشوری است که ادعا میکرد میآید و در اقصی نقاط دنیا ظلم را از بین میبرد. اما این به خودشان باز خواهد گشت. چه بر مبنای سنتهای الهی بگوییم و چه غیر آن، وضعیت همین است. آمریکا پولش پشتوانه ندارد. هرچه دلش بخواهد روی کاغذ مینویسد و چاپ میکند. تنها دلیلی که این پول را باارزش نگه داشته، این است که این کاغذ در دست مردم و برای دولتمردان دنیا مهم است. چرا؟ چون برای خرید نفت از اینها لازم است.
نقش تحریمها در سقوط دلار
یک روز در دانشگاه کرمان عرض کردم و گفتم: «اگر چه میگویم، شما مسخره خواهید کرد و کلی خواهند خندید، برای من مهم نیست. اما یک روزی در دانشگاههای دنیا درس خواهند داد که سقوط و نابودی آمریکا از تحریم ایران شروع شد.» دلیلم هم همین است: «اینقدر ما را تحریم کرد، خیلی از کشورها فهمیدند دلار نباید نگه دارند.» اکنون چه شده؟ کشورهایی مثل سوئیس و سوئد در مبادله با چین دلار را کنار گذاشتهاند. وقتی نیازی به آن نداشته باشی، از آن استفاده نمیکنی. حکایت دلار اکنون اینگونه است. با اسلحه خودش ایستاده و میگوید کل نفت دنیا باید با دلار مبادله شود. پس آن دلار را لازم داشتند چون میتوانستند فقط با آن نفت بخرند. الان خیلی از این کشورها آن را کنار گذاشتهاند و جریان فروش نفت دچار مشکل شده است. اینها اتفاقات ریشهای است که در دنیا در حال وقوع است.
ریشههای فرهنگی و هویتی مقاومت ایران
صهیونیسم؛ بزرگترین دجال تاریخ
بزرگترین دجال تاریخ همین صهیونیسم است که ما دیدهایم. اگر هر پیامبری دجالی دارد، و اگر مخالفان حضرت شعیب فقط کمفروشی میکردند، مخالفان حضرت لوط فقط همجنسبازی میکردند و هر کدام از مخالفان پیامبران در چیزی شاخص بودند، این نطفه حرام (صهیونیسم) همه این رذایل را با هم دارد. برای همین در روایت داریم که دجال پیامبر ما بزرگترین دجال است و ستمگرتر و بدتر از همه است؛ شرّ همه اشرار است.
قرار نیست دیگر عصا اژدها شود یا کسی روی آب راه برود. خدا این بار میخواهد عصای خدا برای اژدها شدن، مؤمنان باشند. برای همین سوره مائده اشاره کرده که در آخرالزمان میآیند کسانی که نمیترسند. اینها رابطه عاشقانه با خدا دارند و روابطشان را با پول نمیسنجند. خدا میگوید اینها عصای من هستند، اینها زمینهسازند، اینها را فراموش نکنید. یعنی ببینید این اتفاق افتاده. چقدر باید هزینه میکردید تا مردم ایران که تا پنج، شش ماه قبل در دنیا میگفتند اینها آدمخوارند و بس که اخبار منفی از ایران، از جمله اغتشاشات منتشر شده بود و خارجیها میپرسیدند چگونه زندگی میکنید، یکباره ورق برگردد و در کمتر از یک ماه محبوبترین مردم جهان شوند؟
دگرگونی محبوبیت ایران در جهان
مگر چنین چیزی ممکن است؟ اسرائیلیها چند دهه، شاید چند صد میلیارد دلار هزینه کردند تا خودشان را محبوب کنند. مسی را بردند کنار دیوار ندبه اورشلیم تا عکس بگیرند و بگویند ببینید مسی به اسرائیل آمده. چقدر از این کارها کردند؟ اما این دیوار سکوت، این مارپیچ سکوت حتی در داخل خودمان هم شکسته است. کدام آدم باشرفی ممکن است اصلاً از اسرائیل خوشش بیاید؟ الان میشنوید خوانندههای آنور آبی دارند به اسرائیل متلک میاندازند و از داخل دفاع میکنند. بازیگرانی که تا دیروز جرئت نمیکردند حرف بزنند، پیراهن فلسطین بر تن کردهاند. خسته شدند. یک جایی آدم گیر میکند.
غربال الهی و آزمایشهای سخت
عصر، عصر غربال است. یا خودی یا ناخودی؛ ناخودی نداریم این وسط. تمام شد و رفت. اینکه مولا فرمود: «لَ تُغربَلُنَ غربلةً» (قطعاً غربال خواهید شد) این غربال قطعی است و «لَ تُبَلبَلُنَ بَلبَلةً» (و با بلا و آزمایش گرفتار خواهید شد) این با بلا و ابتلاست. مگر میشود من و تو در امان باشیم؟ چه حرف مزخرفی است که بگوییم خدایا ما را دچار آزمایش نکن. باید بگوییم خدایا کمک کن از این آزمایشها سربلند بیرون بیاییم. این مهم است. این اتفاقات در اقصی نقاط جهان در حال وقوع است. و بدانید یخ این ماجرا آب شود، این دیوار ترک صدایش دربیاید، آنهایی که میترسیدند لختی پادشاه را بگویند، فریاد خواهند زد. ایران همان بچهای است که بلند شد و لختی پادشاه را داد زد. این را باید فهمید.
ماموریت تاریخی الهی ایرانیان
در اوج ضعف خود کجاست ایران؟ یادتان رفته چه توهینهایی میکردند؟ در دانشگاهها چه حرفها زدند در مورد رهبر شهید؟ فراموش کردید؟ خیلی نگذشته، شش ماه پیش بود. چه شد یکباره؟ این اراده الهی است. خدا میگوید از آنجایی که فکرش را نمیکنید، امر خودم را میرسانم. ماجرای نوح از فوران آب از تنور خانه زن نوح شروع شد. آب و تنور با هم تضاد دارند. نمیگوید از چاه آب زد بیرون که بدیهی است. خداوند در تنور میکُند. از همانجایی که فکر میکنید در اوج قدرت نشستهاید، قاتل فرعون را از خانه خودت بیرون میکشم. کاری میکنم که تو موسی را بزرگ کرده باشی. مگر میتوانی جلوی خدا بایستی؟ به والله این روزهایی که ایران دارد میگذراند، والله بالله تالله درس توحید است؛ درس دیدن خداست که آدم قربانش برود. یعنی حس کنی و بگویی اللهاکبر و خدا بزرگترین است. این عین واقعیت است.
مقاومت ایران در برابر تحریمها و جنگ
مردم ما دارند میبینند تک و تنها چهل و هفت سال تحریم. تحریمهای ما بین سه تا پنج برابر تحریمهای کره شمالی است. هیچ ملتی روی کره زمین به اندازه ما تحریم نشده است. بعد اینها بیایند وارد جنگ شوند با کجا؟ مثلاً با یک همسایه یا با عراق، مثل هشت سال جنگمان با بعثیها؟ نه. صاف درگیر شدند با آمریکا و اسرائیل و ناتو و عربها. من نشستم جمع زدم، بودجه نظامی اینها هزار و پانصد میلیارد دلار بود. بودجه نظامی ما هفت هشت میلیارد دلار. هفت و هشت به جنگ هزار و پانصد. این هم با کلی تحریم. خب مگر میشود؟ آدم میشود اینها را نبیند؟ کور است والله. بعضی موقعها آینههای ماشین مینویسد که اشیاء در آن از آنچه در آینه میبینید به شما نزدیکترند. بعضیها این آینهشان وقتی یک ماشین خیلی بهت نزدیک میشود، دیگر در آینه نمیبینیش. نکند آنگونه شویم؟ اینها را فراموش نکنید. بزرگترین سرمایه این کشور همین مردمند. ایران با دار و ندارش به خدمت خدا درآمده است. این مردم یک رسالت تاریخی الهی دارند. مردمی که یک روزی دین یهود را نجات میدهند، یک روزی مسیحیت را نجات میدهند، امروز مأمورند دین آخرالزمان را نجات دهند. خدا بر گردن ما ایرانیها گذاشته است. حدسهایی میزنم، موضع بحثم نیست. یک خطش این است که مردم نجیبی هستند. نجابت برای خدا خیلی مهم است. این رسالت تاریخی الهی است که بر دوش ماست.
تفاوت اسلام ناب با اسلامهای انحرافی
در کنار دو ورژن اسلام، اسلام خشکمغزان و وهابیها و تکفیریها و داعشیها و کسانی که آدم سر میبرند و اسلام ولنگار ترکیهای، یک اسلام ناب باید ارائه کنی. مگر امیرالمؤمنین جز با آن دو اسلام جنگید؟ نهروان اسلام خشکمغزان و صفین اسلام کاخ سبز معاویه. آمریکا با اسلام ترکیه مشکلی ندارد. با اسلام عربستان هم به حضرت عباس مشکلی ندارد. اصلاً با حج مشکلی دارد مگر؟ میگوید آقا برید اینقدر بچرخید تا جانتان درآید. اینقدر نماز بخوانید تا بمیرید اصلاً. مشکلی ندارد. با آن نماز که تربت امام حسین روی زمین باشد مشکل دارد. با آن نماز که از تویش قیام دربیاید. مقابله با زور دربیاید. معلوم است مشکل دارد. برای همین به نوچههایش میگوید در جمهوری آذربایجان پرچم همجنسبازها را آزادانه بالا ببر. پرچم امام حسین ممنوع است. هشتاد درصد جمعیت این کشور هم شیعه دوازده امامی هستند. بعد از ایران از نظر نسبت جمعیتی، دومین کشور شیعه جهان جمهوری آذربایجان است. چرا؟ میگوید اسم حسین بیاید وسط، کار تمام است. ما دیدهایم. آمریکا میگوید ما دیدیم، فهمیدیم. زمانی که صهیونیستها فلسطین را گرفتند، جزو اولین کارهایشان خراب کردن رأسالحسین در شهر اَشکِلون یا عسقِلون توسط موشهیادیان بود. وزیر میراث فرهنگی اسرائیل از موشهیادیان شکایت کرد و گفت: «زدی یک آثار باستانی را خراب کردی.» این خیلی مهم است. برای چه؟ مستقیم رفتند سراغ کسی که خوب میشناختند. همین الان کتابهای امام زمان زیر دستشان است.
هوشیاری دشمنان از امام زمان
بایدن میگوید: «من در خانهام کتابها و مقالاتی در مورد امام دوازدهم اینها و مهدویت اینها دارم و مطالعه میکنم ببینم چیست.» میدانم چند درصد مسئولین ما میدانند اِوانجِلیست (منجیگرایی مسیحیت صهیونیستی) چیست؟ من بعید میدانم یک درصدشان. آنجا رؤسایشان، تیم ترامپ، همهشان آخرالزمانگرایان هستند. همهشان این جنگها را جنگهای آخرالزمانی میدانند. این جغرافیا را جغرافیای آخرالزمان میدانند. قبل این جنگ در کانال خودم گذاشتم که کتاب فلان خاخام چهارصد سال پیش گفته جنگهای آخرالزمانی از هرمز شروع خواهد شد. اسم هرمز را آوردهاند. عکس کتاب را گذاشتم. او گفته و بر مبنای آن دارند انجام میدهند. پس این جنگ برای آنها جنگ موجودیتی و هویتی است. میگویند صاحب اینها میخواهد بیاید و کار ما را تمام کند. با تمام توان خواهند جنگید و لذا این یک خیال خامی است که از ما دست میکشند. این را بدانید. ممکن است نفس بگیرند، صبر کنند، مثل بوکسورها که گوشه رینگ میایستند و حوله میگیرند تا نفس تازه کنند، اما برمیگردند به رینگ. ما باید آماده باشیم. این نبرد برای ما هم هویتی است، هم موجودیتی و هم وجودی. مطلقاً نباید کوتاه بیاییم.
سلاح ما: فرهنگ عاشورا و اربعین
سلاح ما چه بوده است؟ دانشگاه افسری امام حسین (ع)؛ نه فقط دانشکده افسری امام حسین سپاه، بلکه با همان فرهنگ ساخته شده است. یعنی اباعبدالله، یعنی اربعین، یعنی عاشورا. این را داشته باشیم. تمام مردم دنیا میگویند تنها کسانی که در دهان این صهیونیستها زدند، این چهار کشور بودند: ایران، یمن، عراق، لبنان. بچههای مشترکشان؟ پنجاه و یک کشور اسلامی سکوت مطلق. بچههای مشترک این چهار کشور؟ محبان و شیعیان علیابنابیطالب علیه السلام، مقلدان حسینابنعلی علیه السلام. جز این است؟ پنجاه و هفت کشور اسلامی داریم. پنجاه و شش، هفت کشور اسلامی داریم. بسمالله، جز این چهار تا یکی دیگر بیاورند. مردم دنیا از خودشان میپرسند: «اینها فرق دارند. آقا چرا فرق دارند؟ اینها مسلمانند، بقیهشان هم مسلمانند.» نگاه میکنند، میبینند نماز که آنها هم نماز میخوانند، قرآن اینها هم قرآن میخوانند، حج اینها هم میروند، روزه هم هست، اینها هم میگیرند. یک جای دیگر برمیگردد. آن نور چیست؟ آن امامت و ولایت است. میگویند آقا اینها فرق دارند. نرمافزارشان متفاوت است. اینهایی که گفتیم، اینها اعمال و احکام هستند. آن چه مهم است، هویت و هدف و نگاه به مسائل است.
شیعه؛ خطشکن اندیشه اموی
این امویها متأسفانه در جهان اسلام چیزی را راه انداختند که در صحیحترین کتابهای اهل سنت آمده است: «حاکم هرچه باشد، شما حق نداری علیهش قیام کنی.»
- «ان کان فاسقاً»: حتی اگر فاسق باشد.
- «ان کان فاجراً»: فاجر و ظالم و گناهکار آشکار باشد.
- «ان کان عبداً حبشیاً»: خارجی باشد، از یک بردهای از سودان باشد.
شما حق نداری علیهش قیام کنی. حاکم هر کاری کند، گناهها را هم بعضاً اسم بردهاند، میگویند به شما ربطی ندارد. آن آخرت خودش، این آخرت شما. اینها را معاویه ساخت برای اینکه کسی به او دست نزند. این خط را چه کسی شکست؟ اباعبدالله. گفت: «من بیعت نمیکنم. میتوانی، بسمالله.» به روایتی، با کشتن هم، بکش! «فَخُذْ شَيْفِي»، بیا شمشیر من را در بر بگیر. من از تو چه میخواهم بترسم؟ ما خاندان شهادتیم. آن فرهنگی که آن بچه را میبرد پای صلیب و دار. آن فرهنگی که آن خانواده زینبوار تحمل میکنند و صبوری میکنند، این را آبدیده کرده است.
تأثیر سوء تصمیمگیریهای داخلی و لزوم قاطعیت
آفات تصمیمگیری: تأخیر، تردید و تغییر
مسئولین ما هم باید درست و هوشمندانه با اعتقاد سماوی، آسمانی، الهی و عقل و تدبیر کاملاً زمینی عمل کنند. یعنی اقتصادشان با محاسبات دقیق و منطقی جور دربیاید. نظامیگریشان با محاسبات دقیق. فکر کنید ما اصلاً این موشکها را نداشتیم. خدا کمک کند. مثالی برایتان بزنم. ایرانیها از قدیمالایام سه گروه بودند: پارسها، پارتها و مادها. وقتی دوره پارتیها رسید، اینها یک مدل جنگیدن داشتند. اولاً تیراندازهای بسیار ماهری بودند. گروههای چند نفره تقسیم میشدند. با سپاه دوازده هزار نفره، سپاه دویست هزار نفره را شکست میدادند. شبیخون میزدند، حمله میکردند. تا اینها دنبالشان میآمدند، از کوه میرفتند بالا. اسبهای ما ایرانیها اسبهای سرعتی نبود، اسبهای قدرتی با عضلات قوی بودند؛ یعنی از کوه راحت میرفتند بالا. اینها دیگر نمیتوانستند. ایرانیها از بالا برتری داشتند و با تیر اینها را میزدند. لجستیک مهم است. پزا (پیتزا) را اینگونه ساختند. یعنی همهچیزشان چریکی بود. ببینید تیراندازی خوب، وقت حمله میکردند میرفتند تو کوه. یک دقیقه صبر کن. الان مگر چه خبر است؟ موشکها، تیراندازی خوب، تا آن حمله میکنند، میرویم تو کوه. همان الگو است. این برآمده و جوشیده از هویت این سرزمین است. ایران با مردمش، با جغرافیایش، با تنگه هرمزیش، با دشت میار اصفهانش، با کوههای زاگرسش، با کوههای البرزش و از همه مهمتر با خدا، با این دشمن میجنگد. دو هزار سال این الگو در حال تکرار است؛ مگر اتفاقی است؟
مگر از اول تنگه هرمز باز نبود؟ آمده الان بستهاش که بازش کنند. این یعنی چه؟ نمیتوانند این پارادوکس را الان برای مردم خودشان حل کنند. استقامت در کنار تدبیر. آفت تصمیم سه چیز است: هی تأخیر، هی عوض کردن تصمیم (تردید) و مطمئن تصمیم نگرفتن. مثل ماجرای ارز ترجیحی در دهم ماه پارسال. وقتی باید این تصمیم را میگرفتند، دیر گرفتند، بد گرفتند، در زمانش نگرفتند، تردید داشتند. مردم تردید را از زبان مسئول میشنوند. یک روز مسئولی میآید و میگوید: «آی مردم این طرح را میخواهیم اینگونه اجرا کنیم. محکم همه با هم میرویم. اجرا هم میکنیم.» چندین طرح اینگونه بوده. سهمیهبندی یارانهها و بنزین مگر قبلاً ما نداشتیم؟ خون از دماغ یک نفر آمد؟ یک موقع هم هست میبینی خود رئیسجمهور نشسته میگوید: «من خودم جمعه فهمیدم.» شما تردید را میبینی دیگر. هیچ کس گردن نمیگیرد. این بد است. مسئولین باید این را جمع کنند.
اهمیت حاکمیت قانون در جامعه
در ماجرای حجاب هم الان همینطور است. یک بخشی از مردم نگران خانوادهاند. آن وقت این به این چه ربطی دارد؟ به چه جوری میچرخد؟ یعنی بگوییم هر کسی میتواند بگوید. هر کسی در دوره خودش میگذارند. نه. میگوید این جامعه ما کنار همدیگر، نگران اخلاق در جامعه است. میداند این مسئله حد یقف ندارد. اینجا نیست که بایستد. چند وقت بعد دیگر شما باید خبرهایی بشنوی که امروز در اروپا میشنوی. مگر اروپا همین نبود؟ شما فیلمهای پنجاه، شصت سال پیش اروپا را نگاه میکنی تا اینجایشان پوشیده بودند. یک کلّهشان فقط لخ بوده. امروز به کجا رسیدهاند؟ در فرانسه ببخشید «سکس با محارم» را به رسمیت میشناسند. حد یقف که ندارد بگوید آقا تا اینجا تمام. بعد چی؟ کشور را در همین حالت بیقانونی نگه دارند. بعد انتظار داشته باشند چی؟ مردم بروند خودشان یک چیزی بگویند. این یک چیزی گفت، آن ورداشت یک چیزی به این گفت. شوهر این با آن دعوایش شد. این به آن چاقو زد. خب خودت نمیآیی بگویی برای چی رفتی گفتی؟ الان مثلاً یکی میبیند یک قاچاقچی آنجاست. بلند میشود میرود قاچاقفروش را بزند. پلیس مبارزه با مواد مخدر میگوید: «به تو چه ربطی داشت؟ زنگ میزدی من بیایم جمع کنم.» این خیلی بد است مردم را بگذاری جلو هم. باید قانون داشته باشی. این قانون بگوید این قانون برای همه است. این خیلی بد است که برخی از آقایان کلاً وایستادهاند کنار ببینند چه میشود. مردم را باید حلوا حلوا کنی بگذاری روی سرت. چرا مردم را میریزی به جان هم؟ چرا مردم را جلو هم میگذاری؟ اینها همان آفات تأخیر است. هی کشش بده، هی کشش بده. دو سال، سه سال یک قانونی را نگه داری. نگه داریم که یک وقت به بهانه آن شلوغ نشود. خب نشد شلوغ؟ شد! یک هیجده نوزده دهی چه بود پس؟ اینها آن بخشهایی است که ببینید من حرف اولم و مهمم را اول زدم. این مردم به اذنالله، این وعده الهی است، این دعای مستجاب رهبر ماست، این وعده رهبر ماست.
فرصتسوزی در مواجهه با دشمن
ماجرای نوح از فوران آب از تنور خانه زن نوح شروع شد. آب، تنور با هم تضاد دارند. نمیگوید از چاه آب، آب زد بیرون که بدیهی است. خداوند در تنور میکُند. از همانجایی که فکر میکنید در اوج قدرت نشستهاید، قاتل فرعون را از تو خانه خودت میکشم بیرون. کاری میکنم تو موسی را بزرگ کرده باشی. مگر میتوانی جلوی خدای متعال بایستی؟
آقا تحریم داریم. عمداً دشمن برخی جاها را در پتروشیمیها زده که ماده اولیه یک محصول خاص است. به عمد بوده برای اینکه فشار بیاورد روی مردم. برای اینکه بهای تمام شده کالاها را ببرد بالا. محاصره دریایی کرده. بعد ترامپ میگوید میخواهم محاصره زمینی هم بکنم. بابا چرا داری بهش زمان میدهی؟ ما با گفتگوها بهش وقت دادیم، رفت محاصره دریایی کرد. الان دوباره بهش وقت میدهیم که قشنگ فرصت کند بیاید آرامآرام آدم ببیند، میداند بگوید آقا فلان، نمیدانم ریل قطار هم بزنید. فلان جاده را هم بزنید. فلان جا را هم ببندید. خب چرا فرصت میدهی؟ این همان تأخیر در تصمیم است که عرض کردم. گفتم سه تا آفت دارد. یکیش هم همین تأخیر است. نباید اجازه بدهید.
فرمانده ارتششان آمده گفته: «ایالات متحده آمریکا در مقابل حملات ریزپرندهها در کشور خودشان مطلقاً آمادگی ندارد.» یعنی چه؟ یعنی با سی تا ریزپرنده که هر کدامش دو هزار دلار است، میشود سی تا پالایشگاهشان را از کار انداخت. بفهمد بیاید اینجا محاصره بکند، آنجا میخورد. اکنون این خبری را هم رویترز زده بود که ایران هشدار داده، گفته: «این ددلاین من است. این تایم است. یا برمیگردی کار را تمام میکنی یا محاصره را برنمیگردی. من جنگ را گسترش خواهم داد.» این درست است و باید جدیت ببیند. وگرنه ریزریز قورباغه پزومون میکنند. قورباغه را بندازی تو آب جوش میپرد بیرون. اما تو آب عادی بگذاری، بگذاری روی گاز ریزریز که گرم شود، نمیفهمد و همان تو میپزد. دارد زمان میخرد این انتخابهایش را جمع کند. نباید بهش زمان بدهیم. زمان بهش دادیم بانک این جام جهانی را رد کند. زمان بهش دادیم نباید این کار را بکنیم. تا نفت میرود بالای صد دلار، دوباره اسم گفتگو را میکشد وسط و این را پایین میآورد. خب چرا داریم این کار را میکنیم؟
همین الان کسانی که ثبتنام کردهاند برای انتخابات مجلس آمریکا که سه ماه دیگر است، پنجاه و سه درصدشان گفتهاند در دوره ترامپ اوضاع زندگیشان بدتر شده. تازه نفت الان جهش نکرده. منطقاً الان تنگه هرمز بسته. بابالمندب هم بسته. نفت باید صد و پنجاه دلار باشد. باید ذخایر نفتی اینها تمام شود. آمریکا دارد چه کار میکند؟ دارد آخرین ذخایر ژاپن را میفروشد. ذخایر خودشان را دارد میفروشد. در کمترین سطح بیست، سی ساله گذشته رسیده. این تمام شود، از کجا میخواهد نفت بیاورد؟ همینطور بنزین میرود بالا. بنزین در آمریکا یکی از اثرگذارترین بخشهایی است که قشر متوسط و پایین جامعه درکش میکنند. یقیناً رأی نمیآورد. جمهوریخواه هم رأی نمیآورند، دموکراتها هم رأی بیاورند، این را عوضش میکنند. اینها را دقت بکنید. ما نباید فرصت بدهیم به این قاتل ملعون. اینها باید بدانند.
وعده حتمی پیروزی و آمادگی برای نبرد نهایی
تحقق پیشبینیهای رهبری و محکومیت به پیروزی
رهبر ما یک جملهای گفت، گفتم: «خدایا یعنی چه ایشان این جمله را؟» خدا شاهد است بهش فکر میکردم. خدا به زودی زود حس پیروزی را در قلبهای مردم ایران ساری خواهد کرد. گفتم: «یعنی چه؟ چه در پیش است؟» آقا این جنگ شد. بعد من درک داشتم، دریافت داشتم از قدرت طرف مقابل. بعد این مردم را نگاه میکردم انگار نه انگار. شما با هفت، هشت میلیارد دلار بودجه نظامی رفتی به جنگ هزار و پانصد میلیارد دلار. تمام تکنولوژی دنیا، دوتاییشان (انگلیس و فرانسه و اینها که دخیل بودند ولی رو نمیکردند)، اینها تقریباً همهشان اتمیاند. این قدرت، این نترسیدن از کجا؟ این همان دعا بود. و دعای دیگری ایشان چه بود؟ و حرف دیگری ایشان، وعده دیگری ایشان چه بود؟ که مردم ایران محکوم به پیروزیاند. انشاءالله به اذنالله، به فضل الهی محکوم به پیروزیاند. یعنی قطعیت دارد. منتها سوخت. گفت دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد. این دیر و زودش دست ماست. ما درخواستمان از مسئولین این است: قاطعانه تصمیم بگیرید. محکم بایستید. ما مردم پشتتان هستیم. در این تردید، در این پاسخ مردم، آقا مسئولین محترم ما به شما اعتماد داریم. ما امروز میفهمیم مسئول جمهوری اسلامی بودن یعنی مساوی با کاندیدای شهادت بودن. هرچه مسئولیت بالاتر، احتمال آسیب دیدن بیشتر. نه تنها خودت، که خودت و خانوادهات. خیلی از مسئولین ما را در همین دو تا جنگ قبلی در کنار خانواده به شهادت رساندند. یا برخی را دقیقاً زمانی که رفتند به خانوادهشان سر بزنند به شهادت رساندند. این را میفهمیم. انتظارمان همین است. با تدبیر، تصمیم محکم بگیرید. به خدا توکل کنید. این مردم هم به اذنالله پشت شما کمکتان میکنند.
شهادت؛ پاداش مسئولیت در جمهوری اسلامی
این نمیشود تصمیمهای یهویی مثلاً یک خبری بیاید: «آقا یک بنزینی میخواهد در کرمان بریزد. یا آقا بریزد.» نه، نبود. اصلاً هیچی نبود. این همان تردید است. این همان تغییر است. میبینید؟ میگویند یا خدا اینها باز معلوم نیست دارند چه کار میکنند. وقتی ترس انداختی در جان مردم، اصلاً دیگر قاعده عوض میشود. شما الان حواست هست از همین بالا میپرد پایین پایش هم نمیشکند. هیچی نیست. میگوید یک متر و نیم میپرم. یک موقع حواست نیست، از ده سانت یک ارتفاع ده سانتی به پشت میافتی میبینی دست و پایت هم شکست. تو هویت بده به مردم. آگاهشان کن. صادقانه حرف بزن. مردم کمک میکنند. کدام مردم اینجوری با جنگ میایستند؟ ترکیه چون بخشی از ناتو بود، از قبل یک سری چیزها را خبر داشت. در مرزش با ایران شروع کرد دیوار کشیدن. چون برداشتش چه بود؟ اینها با ایران وارد جنگ شوند، موج مهاجران میرود به سمت ترکیه چون به سمت راه اروپاست. چون فکر میکرد ما مثل سوریه ها هستیم. چه اتفاقی افتاد؟ برعکس شد. از خارج برمیگشتند ایران. مگر مسئولینمان نگفتند؟ گفتند: «در دیدار با این سران کشورها مخصوصاً مثلاً مثال زدند پوتین را و گفتند: میگفت آقا قدر این مردم را بدانید. ما را شگفتزده کردند این مردم شما.» خوب و بد هم داریم، میدانیم. اما در مجموع، میانگینش این است. اینها مسئله کلیدی و اصلی است. باید فکر کنید. باید کمک کنید.
نهم ربیعالاول: عید بیعت و خونخواهی
یک امام شهید داشتیم، امام حسین (ع). فرزندش به غیبت رفت. یک رهبر شهید داریم که فرزندش امروز در انظار نیست (اشاره به امام زمان). این یک اِشل کوچکتر از همان است. میخواهی آن حل شود، این را حل کن. اگر توانستی کاری کنی چنان محکم بایستی، هزینهها را برای دشمن ببری بالا، بله هر جایی میشود هر رئیسجمهوری، هر رهبری را ترور کرد. چرا؟ چون اینها مجبورند حاضر شوند کجا؟ بین مردم. معلوم است محل سخنرانیشان کجاست. معلوم است مثلاً دیدارشان با فلان کشور. اصلاً آقا فرش قرمز میاندازند، هواپیمای مخصوص فلانی دارد میآید. اصلاً کاری ندارد اینها را زدن. چرا نمیزدند؟ چون از عواقبش میترسیدند. میگفتند اینها نباید باب شود. ببین چطور این وقیحه. اینها باید بفهمند. یعنی این انتقامی که شما امروز دارید پیگیری میکنید خیلی حرف درستی است. چرا؟ برای اینکه یک عمر در زیارت عاشورا حرفش را زدی. برای اولین بار تو یک منتظر، آن حرفه را داری یک کمی عملیش میکنی. چه میگفتی؟ «اللهم إنا نرغب الیک فی دولة کریمة تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فیها من الدعاة إلی طاعتک و القادة إلی سبیلک و ترزقنا بها کرامة الدنیا و الآخرة.» من میخواهم با امام زمانم بیایم خونخواهی. «یا لثارات الحسین.» جز این است؟ بسمالله الان انجام بده. اینها باید بدانند یک روز آرام دیگر نخواهند داشت. نه خودشان. نه هر کسی بهشان ربط داشته باشد. شاید یارو بگوید من هشتاد سالمه، پنج سال دیگر هم در مخفیگاه زندگی میکنم بعد پیر میشوم و میمیرم. که همین را هم نمیگوید. اینها تا آخرین روزشان طمعکارانه به این دنیا زندگی میکنند. اما باید بداند. پسرش، بارون ترامپ که خیلی هم دوستش دارد، آن هم روز خوش نخواهد دید. آن دامادش کوشنر که با دخترش این شرایط را اینجوری پیش بردند و خیانت کردند به همان مذاکرات کذایی، آن هم یک روز خوش نخواهد دید. اینها نیست شما فکر کنی خوب. این باید از دهان شما مردم دربیاید که مسئول ما هم برگردد ببیند. این قدرت مذاکرهکننده را میبرد بالاتر. اگر بفهمند که حتماً میفهمند. قدرت مذاکرهکننده را میبرد بالاتر.
در پایان نهم ربیع در پیش است. امروز هم شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی بودیم، یک تصمیم برای کل کشور الحمدلله گرفته شد. این عید تجدید بیعت با حضرت ولیعصر، امام حی و حاضرمان. آقا نهم ربیع غدیر ثانی است. جمعه شب، چون شب جمعه شهادت امام حسن عسکری است. از نماز مغرب و عشاء به بعد که دیگر عملاً از ساعت هشت و نیم، نه که میادین شروع میشوند، این مراسم شروع میشود. یک عهدنامهای دارد که همهاش در اینترنت هست. مسئولین میادین میتوانند بردارند و بخوانند. مردم! در پایان هر بند با «لبیک یا مهدی» و این بار یک «لبیک یا خامنهای» هم اضافه شده برای اینکه ویژگی مراسم امسال خونخواهی رهبر شهید است. آن دشمن باید بفهمد. ما که نگاه به ظهور داریم، بیخیال این خون پاک نخواهیم شد. اینجا محکم ایستادهایم، این پالس را به خدا میدهیم که خدایا ما جان امام زمانمان را نمیتوانیم حفظ کنیم. میدانی که از عوامل غیبت «یخافالقتل» است (ترس از کشته شدن). حالا روز عید بیعت مفصلتر راجع به این حرف میزنم. در سرتاسر کشور به اذنالله دارد برگزار میشود. احتمالاً چند وقت دیگر رسانهها و تلویزیون شروع میکنند به بیان کردن. هم جمعه هست هم شنبه. اما مراسم اصلی جمعه شب گرفته شده. هوا خنک باشد همه بتوانند بیایند. نماز استغاثه هست. دعای الهی عظم البلاء هست. همین مداحی قشنگ باید برخاسته، همه همخوانی میکنند. پرچمهای «یا لثارات خامنهای»تان را بیاورید. این پرچمهای سرخ را باید به دشمن نشان دهیم به اذنالله. و این تصمیمی است که همه گرفتند. خیلی از افراد مؤثر، منبریها، مداحها، همه پای کار آمدند الحمدلله تا این اتفاق پیش برود. و یک پیامی ما اول به خودمان بدهیم که پای کاریم. دو به خدا بدهیم که بازم پای کاریم، ما پای ولی تو میایستیم. مردم اگر میخواستند بگویند حسینی هستند، باید قبلش مسلمی میبودند. باید وفای به عهد با مسلم میکردند که خدا پای امام حسین بایستد. روزی که مسلم را زد دشمن و اینها انگار نه انگار، همان روز، روز شهادت امام حسین بود نه دهم محرم. این پیامی است که به دشمن هم ما میدهیم که فکر نکنید. این خواسته مردم ماست. فرض کن یک مسئولی هم چند صباحی یک اقدامی را مثلاً نکند به فرض. آن هم به خاطر مثلاً ملاحظات. چه میدانم به زعم خودش این است که به درد همین مردم میخورد جنگ نشود. نمیدانم چه و چه. بدانید یک نفر دیگر از این مردم این کار را تمام خواهد کرد. یک روز راحت، یک لحظه که بتوانید ببینید باید بروید تو همان کامیون حمله غذا از این به بعد دیگر. مثل آدم نمیتوانید شما زندگی کنید. این خیلی مهم است. بعدیم میگوید آقا ولشون کن. برای چی میروی با رهبران اینها چه کار دارید؟ این را محکم. این آقا باید خودمان را به امام زمانمان نشان دهیم. ما آمدیم بیعت کنیم با امام زمانمان. عید تجدید بیعت با حضرت ولیعصر ارواحنا فداه و تجدید بیعت با ولی فقیه. ببخشید سرتان را درد آوردم. تعجیل در فرج قطب عالم امکان حضرت ولیعصر ارواحنا فداه صلواتی عنایت بفرمایید.
