شرح دعای سمات آیت الله قاضی؛ اسرار تجلی و شهود قلبی

شرح دعای سمات آیت الله قاضی | اسرار تجلی و شهود قلبی

شرح دعای سمات آیت الله قاضی؛ اسرار تجلی و شهود قلبی

شنیدن صوت قرائت ملکوتی فرازهایی از دعای شریف سمات:

مشاهده ویدیو کلیپ معرفتی شرح سیره توحیدی:

شرح دعای سمات آیت الله قاضی شریف‌ترین و تنها متن سلوکی مکتوب و به‌جامانده از این عارف است که در دو سال پایانی عمر ایشان به نگارش درآمد. پیام بنیادین این اثر، دگرگونی کامل دیدگاه توحیدی و عبور از تفکر مخلوقیت محض به سمت نظام تجلی است؛ بر این اساس، تمامی پدیده‌های جهان هستی، مظاهر عینی، روان و جلوه‌های گوناگون اسماء و صفات حق‌تعالی به شمار می‌روند، نه پدیده‌هایی جداافتاده از ذات او.

دعای سمات چیست و چرا آیت‌الله قاضی به آن اهتمام داشت؟

این متن گران‌بها، به عنوان تنها متن عرفانی مکتوب به‌دست‌آمده از زاهد و عارف نام‌دار، آیت‌الله میرزا سید علی قاضی طباطبایی، در سال‌های پایانی حیات پربرکت ایشان (حدود سال ۱۳۶۴ هجری قمری) تحریر شد. ایشان به دلیل بیماری سخت استسقاء نتوانستند نگارش آن را به پایان برسانند و متن کتاب تا حدود یک‌سوم دعا پیش رفته است. نسخه خطی این اثر از طریق فرزند ایشان، مرحوم سید محمد حسن قاضی، حفظ و منتقل شد. اصل این دست‌نویس ارزشمند در اختیار بازماندگان فرزند دیگرشان، سید کاظم قاضی در نجف اشرف بود. روش تفسیری قاضی در این کتاب به این صورت است که ابتدا مفردات هر فراز را از نظر لغوی و قواعد ادبیات عرب کالبدشکافی می‌کند و سپس وارد بطون و معانی عرفانی آن می‌شود.

ریشه لغوی سمات: واژه «سمات» در کتاب مجمع‌البحرین به معنای نشانه‌ها ذکر شده است. وجه تسمیه این دعای شریف به سمات، وجود نشانه‌های عظمت الهی و یا علائم آشکار اجابت دعا در متن آن است. این دعا از طایفه عالی‌ترین ادعیه معتبر شیعه است که سند آن از طریق نواب اربعه زمان غیبت صغری به امام جعفر صادق (ع) می‌رسد.

طومار پنهان در عمامه؛ سیره سلوکی عصر جمعه در نجف

آیت‌الله قاضی اهتمام شگفت‌انگیزی به قرائت این دعا در ساعت پایانی روز جمعه داشتند. فرزند ایشان نقل می‌کند که پدر, متن دعا را روی کاغذ باریک و بلندی به صورت طومار نوشته و در گوشه عمامه خود پنهان می‌کردند. عصر هر جمعه، ایشان طومار را باز کرده و با حضور شاگردان و معاصران کبار خود به قرائت متضرعانه آن می‌پرداختند. جالب اینجاست که حتی مراجع بزرگ و شاگردانی چون علامه طباطبایی، آیت‌الله سید محسن حکیم و شیخ علی زاهد قمی که در آن مجلس باشکوه حضور داشتند، تا مدت‌ها متوجه نمی‌شدند که ایشان متن را از روی آن طومار پنهان قرائت می‌کنند. ملازمان سلوکی دیگری چون شیخ عباس قوچانی و عبدالغفار مازندرانی نیز در این محفل توحیدی حضور می‌یافتند.

سیره سلوکی آیت الله قاضی در عصر جمعه و قرائت دعای سمات
حلقه سلوکی نجف؛ نمایی استعاری از اهتمام به دعای شریف سمات در کانون معرفتی نجف اشرف

عظمت و فضیلت بی‌نظیر دعای سمات در روایات متعدد معصومین مورد تاکید قرار گرفته است؛ امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) تصریح فرموده‌اند که اسم اعظم الهی در این دعا مکنون است و باید آن را از دسترس نااهلان، ظالمان و منافقان دور نگه داشت. شیخ کفعمی در صفوة الصافات از امام باقر (ع) روایت می‌کند که فرمود اگر قسم یاد کنم که اسم اعظم خدا در این دعا وجود دارد، سوگند راست خورده‌ام. عثمان بن سعید عمروی، نخستین نایب خاص امام عصر (عج) نیز تأکید داشته که هرگز این دعا را برای هیچ حاجت مهمی نخوانده مگر آنکه پاسخ آن به سرعت آشکار شده است.

تفسیر فرازهای بنیادین؛ از اسرار بسمله تا تجلی حقیقت محمدیه

آیت‌الله قاضی در ابتدای شرح، به تفسیر لایه به لایه پنهان‌ترین بخش‌های دعا می‌پردازد. نگاه ایشان در تفسیر ادعیه، نگاهی کاملاً ذوقی، متقن و پیوسته با قرآن کریم است.

۱. اسرار حروف در فراز «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ»

ایشان با استناد به روایات کافی و توحید صدوق بیان می‌کند که حرف «باء» اشاره به بهاء (روشنایی و زیبایی) الهی، «سین» نشانگر سناء (رفعت و نورانیت) الهی و «میم» علامت مجد و عظمت پادشاهی حق‌تعالی است. از منظر علم حروف، این آیه نوزده حرف دارد که هجده حرف آن از حروف نورانی برآمده از عبارت «علی صراط حق نمسکه» هستند. تنها حرف باقی‌مانده مسمای «باء» است که در درون خود یک «الف» پنهان دارد. از آنجا که الف در علم حروف حکم مذكر و باء حکم مؤنث را دارد، تأثیر نورانی و حاکمیت الف بر باء سبب می‌شود که باطن این حرف نیز غرق در نورانیت مطلق گردد. این آیه برای بنده مخلص در حکم فرمان تکوینی «کُن» (موجود باش) از سوی پروردگار است. همچنین حذف الف در رسم‌الخط کلمه «بسم» (که در آیات دیگر مانند اقرأ باسم ربک ثابت است)، یکی از اسرار علم کتابت و نشان‌دهنده غلبه صفت رحمت و بی‌نیازی از اسباب ظاهری است. ایشان در قالب یک مکاشفه شیرین نقل می‌کند که حضرت زکریا (ع) به فرزندش یحیی (ع) تعلیم داد که کاشتن دانه‌ها با گفتن قلبی و عمیق این آیه، محصول را هزار برابر می‌کند.

۲. راز تکرار در فراز «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ الْأَعَزِّ الْأَجَلِّ الْأَكْرَمِ»

در این آیه، واژه اعظم چندین‌بار تکرار شده است. آیت‌الله قاضی تبیین می‌کند که این تکرار پیاپی صرفاً یک تأکید لغوی ساده نیست، بلکه بازتاب‌دهنده تجلی تدریجی مراتب توحید در قلب سالک است. سالک در گام نخست با «توحید افعالی» روبرو می‌شود و درمی‌یابد که هیچ کننده‌ای در عالم جز خدا نیست. در گام دوم، «توحید صفاتی» بر او آشکار می‌گردد و می‌بیند که تمام اوصاف کمالی در اصل متعلق به اوست. در نهایت، با گام سوم وارد ساحت سرتاسر نور «توحید ذاتی» می‌شود. حرف «باء» در کلمه «باسمک» نیز از نظر ایشان برای سوگند یا ملابسه (همراهی مستمر) است.

۳. معنای شهودی فراز «وَبِجَلَالِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ أَكْرَمِ الْوُجُوهِ وَأَعَزِّ الْوُجُوهِ»

وجه در لغت به معنای آن چیزی است که با آن روبرو می‌شوند. وجه‌الله همان حقیقت منوری است که خداوند متعال به وسیله آن به تمامی مخلوقاتش توجه کرده و تجلی نموده است. آیت‌الله قاضی تصریح می‌کند که این وجه کریم چیزی جز «حقیقت محمدیه» نیست، چرا که او صادر اول و نخستین جلوه تام حق است. توصیف این وجه به کرامت و عزت، اشاره به دو ساحت مکمل در ذات الهی دارد: اسماء رغبت (جمالی) که شوق‌آفرین هستند و اسماء رهبت (جلالی) که خضوع و خشیت به همراه می‌آورند؛ حق‌تعالی با ترکیب ذو‌الجلال و الاکرام، تعادلی شگفت در قلوب بندگان خاص خود برقرار می‌سازد.

۴. تجلی قدرت در فراز «وَبِقُوَّتِكَ الَّتِي بِهَا تُمْسِکُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِكَ»

قوتی که آسمان‌ها و زمین را از نابودی و فنا حفظ می‌کند، قوتی است که در حقیقت ختمیه و جانشینان برحق او یعنی ائمه اطهار (ع) ظاهر شده است. نور نبوت و ولایت در خلقت بر هر چیز دیگری تقدم دارد و بر اساس فقرات زیارت جامعه کبیره («بکم یمسک السماء أن تقع علی الأرض»)، ذوات مقدسه اهل‌بیت مایه پایداری و ثبات جهان تکوین هستند.

۵. تسلیم جهان در فراز «وَبِمَشِيَّتِكَ الَّتِي دَانَ لَهَا الْعَالَمُونَ»

«دانَ» به معنای ذلیل و مطیع شدن است. مراد از مشیت در این فراز، مشیت ثانویه و مخلوقی است که خداوند اشیاء را به وسیله آن آفرید («خلق الله المشئة بنفسها ثم خلق الاشیاء بالمشئة»). این مشیت تکوینی نیز منطبق بر نور پاک پیامبر اکرم (ص) است. حق‌تعالی پس از خلق این نور انور، به او نظر رحمت افکند و آن نور از شدت خضوع در برابر عظمت الهی ذوب شد و به دریایی خروشان بدل گشت که جویبارها و نهرهای وجودی انبیاء و ائمه از آن جاری شدند.

ابواب آسمان چگونه گشوده می‌شوند؟ اسرار تجلی اسماء در نظام تکوین

ساختار درونی دعا بر سه پایه استوار است: اشاره به اسماء و صفات حق، بیان تجلی این اسماء در عالم، و در نهایت بیان حاجات.

تفاوت عرفانی فتح آسمان و فرج زمین چیست؟

ایشان در تحلیل فرازهای دعا، تفاوت‌های دقیقی را میان ابواب علوی و سفلی تبیین می‌کنند. قاضی با ریشه‌شناسی دقیق کلمه «المغالق» توضیح می‌دهد که این لفظ برای مبالغه مشدد آمده است. وی با رد پاره‌ای از نظرات لغویون، واژه «الغلق» را لغتی پست دانسته و با استناد به رسم‌الخط قرآن کریم در آیه «وغلقت الأبواب» از به کار بردن واژه مغلوق اعراض می‌کند. تفاوت فتح و فرج نیز در نظام معنایی به شرح زیر است:

  • فتح برای ابواب آسمان: به کار رفتن واژه فتح برای آسمان به دلیل غلبه رحمت در امور علوی است؛ فتح زمانی رخ می‌دهد که نعمتی بدون سختی شدید به انسان برسد.
  • فرج برای مضیقه‌های زمین: واژه فرج همواره پس از شدت و تنگی بسیار معنا می‌یابد، از این رو برای مضیقه‌ها و سختی‌های زمینی تعبیر فرج مناسب‌تر است.

قلب اولیاء؛ ابواب معنوی نزول امر الهی

آسمان‌ها و درهای آن‌ها هم جنبه حسی دارند (مانند ابرها و سیارات) و هم جنبه معنوی. آیت‌الله قاضی فرضیه‌های جدید که آسمان را فضایی صرفاً بی‌نهایت و بدون طبقات می‌دانند، به استناد کتاب الهی و کشف اهل شهود رد می‌کند. عظیم‌ترین ابواب معنوی آسمان، قلوب اولیای مخلص حق‌تعالی است؛ امر الهی ابتدا بر قلب آنان نازل شده و سپس از آن مظهر به سراسر عالم منتشر می‌شود. کلید گشایش این درها حقیقت محمدیه به عنوان صادر اول و ائمه اطهار (ع) هستند. در این نظام، رابطه حق با موجودات از سطح مخلوقیت محض فراتر رفته و به رابطه ذات با مظاهر تجلی مبدل می‌شود؛ نگاهی که در کلام امیرالمؤمنین (ع) تجلی یافته: «ما رأیت شیئاً إلا و رأیت الله قبله و بعده و معه».

فراز ادعیه مظهر تجلی در نظام تکوین مرتبه توحیدی از نظر شارح
بجلال وجهک الکریم حقیقت محمدیه (صادر اول) توازن صفات جمالی و جلالی
وبقوتک التی تمسک بها السماء ذوات معصومین و حقیقت ختمیه قوه نگاه‌دارنده نظام هستی از زوال
وبمشیّتک التی دان لها العالمون مشیت ثانویه (نور مطلق) خضوع تکوینی تمام ذرات عالم

حقیقت کلام الهی و کلمات تامات؛ راز تقدم تکوینی شب بر روز

آیت‌الله قاضی تکامل معرفتی انسان را یک سیر تدریجی می‌دانند؛ انسان در ابتدا تنها محسوسات و اجسام را درک می‌کند و تنها با رسیدن به سن چهل سالگی و به کمال رسیدن عقل است که توانایی درک مجرداتِ عاری از ماده و استعدادی را پیدا می‌کند. در این مرتبه عالی، کلام و کلمه الهی هرگز از جنس الفاظ ملفوظ و صوتی صادرشده از دهان نیست، بلکه کلمه خدا همان خلقت تکوینی اوست که اراده‌اش را آشکار می‌سازد و ذوات مقدسه اهل‌بیت (ع) همان «کلمات‌الله التامات» هستند. قاضی می‌نویسد همان‌طور که هر چیز ترازویی دارد (ترازو برای گندم، محک برای طلا و عروض برای شعر)، کلام الهی را نیز نباید با مقیاس‌های بشری سنجید.

چرا خلقت شب و ظلمت بر روز مقدم است؟

در متون شریفه و متن این دعا، ذکر شب بر روز مقدم شده است؛ زیرا ظلمت در معنای عرفانی، عدمِ اضافی است و تقدم آن اشاره به این رمز دارد که اعدام همواره پیش از اشراقِ نور وجود بوده‌اند. شب مایه آسایش و سکن اهل اختصاص از تعب معایش و مخالطه با خلق است. نویسنده آیه «هو الذی جعل لکم اللیل لتسکنوا فیه» را گواه این حقیقت برمی‌شمارد. ایشان در این باب به مناظره ذوالریاستین با امام رضا (ع) استناد می‌کنند که در آن امام هم از طریق حساب فلکی و هم کتاب الهی، تقدم خلقت روز بر شب را اثبات می‌فرمایند، هرچند در چینش دعا ترتیب ذکری مراد نبوده است.

سیر کواکب و نغمه افلاک در جهان هستی
نظم شگفت‌انگیز افلاک؛ نمایی از حرکت دورانی ستارگان که نغمه تکوینی تسلیم در برابر حق را زمزمه می‌کنند

موسیقی کواکب و شهود افلاک در سیر ناسوت به ملکوت

خورشید به عنوان مبدأ انوار، سلطان روز و ماه جانشین آن و سلطان شب است. حرکت این کواکب در مدارهای دورانی خود که فلک نامیده می‌شود، صداها و نغمه‌هایی شگفت‌انگیز ایجاد می‌کند که عقول حسی را مدهوش می‌سازد. شارح با اشاره به مکاشفه و تجرد روحانی فیثاغورث حکیم که نغمه افلاک را شنید و از لذت آن بیهوش شد، تصریح می‌کنند که تجرد ربانی و سلوکی اولیاء بسیار عالی‌تر، شیرین‌تر و غیرقابل قیاس با تجرد فلسفی است. عبارت «مرأی واحداً» نیز دلالت دارد که تمامی اهل زمین علیرغم فواصلِ مکانی، خورشید و ماه را در یک زاویه و دید واحد تماشا می‌کنند.

جلوه طور و میقات موسی (ع)؛ وقتی کوه انانیت سالک متلاشی می‌شود

مرتبه عالی معرفت از طریق تجلی حاصل می‌شود که همان انکشاف حقیقت به میزان قابلیت سالک است. خداوند در میقات بر موسای کلیم (ع) در نور سمع او تجلی کرد و موسی صوتی را شنید که بدون نیاز به جوارح و ادوات، از تمام جهات شش‌گانه و از تک‌تک ذرات عالم و درخت طور برمی‌خاست. این تجلی به قدری شدید بود که عشق و طلب موسی را برای رؤیت تام برافروخت.

نقد رؤیت حسی و اثبات شهود قلبی بحقایق الایمان

ایشان دیدگاه برخی از عامه را که معتقد به امکان رؤیت حسی خداوند با چشم سر هستند، به شدت رد و نقد می‌کنند؛ چراکه رؤیت بصری مستلزم قرار گرفتن حق در جهت و مکان است که با جلال الهی سازگاری ندارد. درخواست موسی (ع) نیز به تقاضای قومش بود. رؤیت حقیقی، رؤیت بصیرت و شهود قلبی است، همان‌گونه که امیرالمؤمنین علی (ع) در خطبه‌های خود فرمودند: «لم تره العیون بمشاهدة الابصار ولکن رأته القلوب بحقایق الایمان».

تجلی بر کوه طور و دک شدن جبل انانیت
متلاشی شدن کوه طور؛ نمودی از فرو ریختن کوه انانیت و منیت سالک در جلوه اسم اعظم حق

راز متلاشی شدن کوه طور؛ وقتی منیت سالک فرو می‌ریزد

در تاویل عرفانی فراز متلاشی شدن کوه (جعلَهُ دکّاً)، «جبل» کنایه از انیّت، منیت و هستی مجازی سالک است. با تجلی نور حق‌تعالی که نوری از انوار حقیقت محمدیه بود، هستی مجازی سالک در هم کوبیده شده و متلاشی می‌گردد. تخصیص صفت «مجد» (عظمت و شرف) به مقام کلام الهی در طور سینا، ساعیر و فاران نیز برای تنبیه بر شرافت کلام و مانع شدن از توهم سنخیت میان گوینده و شنونده است؛ همان‌طور که پادشاهان زمین با رعایا سخن نمی‌گویند، تخصیص کلام ملک‌الملوک به مجد، ذهن را از تشبیه پاک می‌سازد.

سؤالات متداول درباره شرح دعای سمات ملکوتی

۱. چرا شرح دعای سمات آیت الله قاضی ناتمام مانده است؟

این اثر در دو سال پایانی عمر شریف آیت‌الله قاضی (حدود سال ۱۳۶۴ ه.ق) در بستر بیماری استسقاء نگاشته شد و ارتحال ملکوتی ایشان مانع از اتمام کتاب گردید.

۲. اهمیت سیره عملی آیت‌الله قاضی در قرائت دعای سمات چه بود؟

ایشان هر عصر جمعه با همراه داشتن متنی طومارگونه از دعا در عمامه خود، جلسات قرائتی با حضور شاگردان برجسته‌ای چون علامه طباطبایی اقامه می‌کردند.

۳. تفاوت عرفانی کلمات الهی با کلام ملفوظ چیست؟

کلمات الهی تجلی اراده تکوینی حق در عالم هستند؛ ذرات جهان و به‌ویژه ذوات مقدسه معصومین (ع)، کلمات تامات الهی به شمار می‌روند، نه الفاظ صوتی.

۴. معنای عرفانی متلاشی شدن کوه طور در این شرح چیست؟

کوه (جبل) در دیدگاه عرفانی این کتاب، کنایه از هستی مجازی، منیت و انیّت سالک است که در اثر تجلی نور حق به کلی فرو می‌ریزد.

۵. دیدگاه آیت‌الله قاضی درباره رؤیت خداوند چیست؟

ایشان رؤیت حسی و بصری را کاملاً محال دانسته و با استناد به کلام امام علی (ع)، تنها رؤیت قلبی از طریق حقایق ایمان را اثبات می‌کنند.

۶. اسرار حروف نورانی در آیه بسم الله طبق این اثر چیست؟

حروف این آیه همگی به جز باء نورانی هستند؛ حرف باء نیز به دلیل غلبه و تأثیر حقیقتِ الف (مذکر) بر آن (مؤنث)، در باطن خود غرق در نورانیت و رحمت است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا